عظيم عظيم پور
146
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
رسول خدا ( ص ) اجازه ميدان به على ( ع ) نداد . عمرو نيزه خود را در زمين فرو كرد و هر لحظه مبارز مىطلبيد ، اسلام را به تمسخر مىگرفت . على ( ع ) براى بار دوم و سوم از رسول اكرم ( ص ) درخواست مبارزه با عمرو را نمود و غير از على ( ع ) هيچ كس ديگر چنين شهامتى را از خود نشان نداد . رسول خدا ( ص ) فرمود : على جان او عمرو بن عبدود است و على ( ع ) فرمود : اى رسول خدا ، من على بن ابىطالبم . اين خود بهترين دليل است كه على ( ع ) در شهامت و شجاعت در ميدانهاى نبرد پيشاپيش همگان بود ، همانگونه كه در پذيرش دين اسلام پيشتاز همگان بود و رسول خدا ( ص ) از اينكه تا سه بار خواستهء على ( ع ) را براى رويارويى با عمرو اجابت نكرد و كسى ديگر نيز به غير از على ( ع ) براى اين مأموريت به نداى رسول خدا ( ص ) لبيّك نگفت ، چه بسا آن حضرت خواست تا فضيلت و شجاعت بىنظير على ( ع ) براى همگان ثابت گردد . سخن شيواى رسول خدا ( ص ) در روز خندق ، در حالى كه على ( ع ) مىرفت تا پرچم توحيد را بر تارك افق شرق و غرب به اهتزاز در آورد ، اين بود : « برَز الاسْلام كُلُّه الى الشّركِ كُلّهِ ؛ اكنون همهء اسلام در برابر همه كفر آشكار شده است . على ( ع ) به تعبير پيامبر ( ص ) تمام اسلام است و عمرو بن عبدود تمام شرك است ، زيرا بقاى اسلام و قرآن به على ( ع ) بستگى دارد . اگر على ( ع ) پيروز شود اسلام براى هميشه خواهد ماند ، اگر عمرو پيروز شود ، شرك براى هميشه حكمفرما خواهد بود . در اين جنگ ، احزاب كفر و شرك در صفى واحد و هدفى مشترك از همه جا گرد هم آمدهاند ، به بهترين سلاحهاى رزمى آن زمان مجهز شدهاند ، قويترين رزمآوران و دليران را به همراه خود آوردهاند و در تدارك چنين ساز و برگ نظامى ، سرمايهء هنگفتى را فراهم كردند ، با هم عهد و پيمان بستهاند كه به مدينه رسول خدا ( ص ) حمله كنند ، رسول خدا ( ص ) را بكشند و هيچ اثرى از اسلام و مسلمانان به جاى نگذارند و اگر به اين هدف شوم خود دست مىيافتند ، اسلام كه آيينى نوپا بود و اطرافيان و هواخواهان زيادى نداشت و تنها با وجود مبارك نبى اكرم ( ص ) پا برجا بود ، بطور كلّى از بين مىرفت .